تبلیغات
خاطرات یه دخی آبانی - تربیز ._.

تربیز ._.

دوشنبه 4 تیر 1397 02:02 ب.ظ

نویسنده: ♡Mao♡ ♡Tamaii♡
یاهی هاهی 
آغا دیروز صب ساعت 6 مامانم اومد بیدارم گفت پاشو وقتشه که بریم!
حالا بهتون بگم کیجا قرار بود بریم :))
مامانم قرار بود مدرک نمیدونم چی چی شو بگیره وقتی هم زنگ زد اداره گفتن که اینجا مدرک نمیدن باس بری تبریز! بعدشم که داشت برا من تعریف میکرد من دست از پا دراز تر گفتم که منم میام  مامانمم گف که اگه موفق بشی از بابات پول بگیری میریم اونجا خرید هم میکنیم  منم با کلی مشقت از بابا پول گرفتم و خیلاصه قرار شد که منم برم درونم :
خاب آغا ساعت شیش همین جوری پاشیدم عین جت حاضر شدیم رفتیم! آغا رفتیم نه آژانس هس نه تاکسی :/ عموم اینا هم ماشینشونو بد جایی پارک کردن نمیتونیم ماشینو در بیاریم :/ آغا با کلی مکافات تا فلان جا رفتیم بالاخره یه تاکسی گیر اومد ^^ وای خدا طلوع خورشید رو از خیابون دیدم *^* اینگده قشنگ بود *0* 
خیابون هم اینقد خلوت بود :| به قول مامانم تشک بنداز بخواب :| پشه پر نمیزد :/ 
خلاصه که لحظه آخر به اتوبوس رسیدیم و ده برو که رفتی  تو راه هم عین گاو خوابیدم و یه خواب عجیب دیدم که نمیگم چی بود =///= با توجه به توضیحات وزیرم شب پیش در سامانه همچین بعید هم نبود =////= بگذریم ... وقتی رسیدیم تبریز سوار تاکسی شدیم و رفتیم اداره . راننده یو عاقای چاقی بود به اسم "نمینی" . بعدش مامانم از این آقاهه پرسید که لاله پارک کوجاس؟  اون آقاهه عم گف که من بگم پیدا نمکنین کارتون تموم ک شد زنگ بزنین خودم بیام ببرمتون  بعدشم کارتشو بهمون داد ._.  ینی قیافه ی درونی من در اون لحظه :
احساس فلجی بهم دست داد :/ پیاده که شدیم مامانم گف باو لاله پارکو بیخیال همین جوری چن تا پاساژ میریم دگ ._. منم گفتم چش .-. رفتیم دانشگاه مدرک رو گرفتیم . مامانمم با اون زنه آشنا در اومد دوساعت حال و احوال پرسی و اینا . آغا من کلا برنامه ریزی کردم از دانشگاه تبریز قبول شم ._. از اونجایی که میدونم عرضه ی دانشگاه تهران رو ندارم . به مامانمم گفتم اونم همه جای دانشگاه رو بم نشون داد و از خاطراتش گفد *-* خاب آغا اومدیم بیرون رفتیم بازار . بعدش هی بگرد هی بگرد  از ساعت 11 تا 7 داشتیم بازارا رو میگشتیم . ـ .- خیلی خشته شدممم >ــــ< قیافه ی من پس از ساعت ها : 
داشتم میمردم از خشتگی .-. ولی خب خوبیش اینه که حداقل کلی خرت و پرت برا خونه جدیدمون خریدیم ^0^ 
مامانمم گف که بعد از این که وضعیت خونه معلوم شد یع سرویس چینی دو نفره برام میخره که بذارم تو اتاقم  ولی چینی هاش خیلی گرون بود @_@ اردبیل ازرون تره @_@ خیلیم ارزون تره @_@
من یهتون بگم 500 هزار تومن برابر با نیم میلیون خرج نمودیم :| مامانم تا از اون بامبو ها میدید میرفت میخردید چون خیلی ارزون بود  قرار بود وسایل مدرسمو چمد کوله و کفش و اینا رو از اونجا بخریم که متاسفانه تنها چیزی که برا مدرسه خریدیم کفشم بود ._. آغا یه گردنبند فیلی خریدم اینگده گشنگه *ـ* سازمان اونو برا من جاساز کرده بود چون فقط یدونش مونده بود *^* آغـــــآ یدونه فونل خریدیم *^* واییی جااانمممم *^* اهم :| من بش میگم فونل چون خیلی شبیه فونله ._. حالا شاید اصلا شبیه نباشه ها .-. ولی من میگم شبیهه :| البت مامانم برا طاها خرید چون معتقده یک عدد اسباب بازی رباتی به هیچ درد من نمیخوره ._. ولی خاب اعتراف میکنم ار وقتی اومدیم خونه فقط منم ک دارم باش بازی میکونم  لامصب یاد GC میوفتم *^* من در اون جور مواقع : 
 یه دونه هم انگشتر دیدیم شکل جمجمه بود خیلی کاکویی بود مامانم نخرید :/ اونقد هر چی جلومون اومد خریدیم واسه برگشت پول نداشتیم ._. از ته لوزالمعدمون 24 تومن در آوردیم دادیم ب اوتوبوس  برگشتنی هم خورشید در حال غروب بید ولی از تو اتوبوس چیز جالبی دیده نمیشد ._. مامانم کل راهو خوابید ولی من خوابم نمیبرد نشستم Guilty crown دیدم برا بار هزارم :||
 لاکردار هر چی میبینم سیر نمیشم .-. قسمت 1 و 3 و 7 و 12 و 17 خیلی خوبن .-. کل هیکلم بی حس میشه از خوشی وختی میبنمشون *^* واهاهی هی *^* ملکتون مررررد *^* وسط راهم تصادف شد جلومون یه شلم شوربایی به پا شده بود که بیا و ببین :| تازه وضعیت هم قرمز بود ._. روز اول .-. چه کنم من؟ .-. فلج بودم میفهمین فلججج <_> (ایموجی فلجه  <_> ) فیاقه ی من در طول راه : 
 خلاصه برگشتنی هم بابا اومد دنبالمون و خیلی پشیمون بود و گفتش که ای کاش بیشتر بهتون پول میدادم 0-0 یه کم عجیب بود بابا همچین حرفی بزنه با توجه به این که این همه خرج کردیم ._. طاها تا فونل رو دید چپه شد از خوشی  نمیدونستم اینقد به فونل عشق میورزه :| عه راستی یادم رف بگم این فونله :
پ.ن : درستش فیونرو (fyuneru) هسد ولی من میگن فونل :| بعدشم که هیچی دگ عین خر گرفتیم خوابیدیم الانم طاهیچ رفده فوتسال /._. عرضی نی .0. 
ایماوا واتاشی :




دیدگاه : بنااااال -0-
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 تیر 1397 03:11 ب.ظ



]