تبلیغات
خاطرات یه دخی آبانی - ای بابا =.......=

ای بابا =.......=

جمعه 25 اسفند 1396 09:48 ب.ظ

نویسنده: ♡мɒo♡тɒмɒii♡
بابا باشه من ریدمان نژاد باشه من اسکول قدر نشناس اصن هرچی تو بگی ولی جون هرکی دوس داری برداشت بد نکن خوب؟ =......=
من فک میکردم چهارشنبه قراره برین =////=
چون تو اون اسکرینی که فرستاده بودی نوشته بود چهارشنبه =/////=
بعدشم که گفتی پنشنبه مامانم سین کرده بود نه من =////=
یادش رفته بود بهم بگه تازه ساعت شیش بهم گف که عه هاله یه چیزی فرستاده =...=
میدونم تقصیر من شد که ریده شد به قرارتون =....=
راجب اون موضوعم که من گفتم غلط کردم =....=
خو من اونروز اعصاب نداشتم دیه =....=
یه چیزی شده بود دیه هرچی از دهنم درومد گفتم =...=
اه =///=
ببخجید دیه =/////=



دیدگاه : اه=////= بوگو دیه =///=
آخرین ویرایش: جمعه 25 اسفند 1396 09:55 ب.ظ



]