تبلیغات
خاطرات یه دخی آبانی - پوففففف

پوففففف

شنبه 1 مهر 1396 07:02 ب.ظ

نویسنده: ♡Mao♡ ♡Tamaii♡
مامانم میگه چرا اینقدر خود کمبینی؟ 
همش فک میکنی همه ازت بدشون میاد و میخوان قیچی کننت؟ همش فک میکنی اضافه هستی و هیچکس دوست نداره و تنها کسی که درکت میکنه هاناعست؟ مگه دروغ میگم؟ جز اون تیکه ی هاناعه بقیش عین حقیقته . اگه هاناعه اینقدر دلش میخواد با باکا ساما باشه ، خوب باشه! به درک اسفل السافرین . مثلا هاناعه کیه؟ اگه اونم مثل بقیست و همه ی کارایی که در حقم کرده همش دروغ بوده اسم اونم میشه گذاشت دوست؟؟؟؟ به همچین آدمی میشه گفت دوست؟؟؟ میدونم هاناعه همچین آدمی نیست . میدونم که اون دوستمه چون اینو از ابر های مانویا ی اطرافش حس کردم و میدونم که درسته ولی باکا ساما خیلی اذیت میکنه . چرا فک میکنه هاناعه انحصاری واسه اونه؟ من با کوتوری صمیمی بودم من بهترین ....اه بیخیال حس فک کردن بهشم ندارم ....از همه چی خسته شدم ،.....



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 1 مهر 1396 07:34 ب.ظ



]